|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ گاهی اقتصاد وقتي براي کنکور ارشد اقتصاد مي خوندم هدفم قبول شدن توي دانشکده اقتصاد شريف بود. هر چند با رتبه 55 شايد شانسي براي قبولي توي شريف نداشتم ولي با اين حال به دلايل مختلفي شريف رو بعد از علامه و تهران انتخاب کردم. توي اين دو سال و بعد از آشنايي با دانشکده هاي اقتصاد به نظرم حرکتم کاملا درست بود. اما مطلبي که حامد قدوسي توي وبلاگش گذاشته بود، من رو وادار کرد که در مورد دانشکده اقتصاد شريف و برخي (تاکيد مي کنم برخي) از فارغ التحصيلانش مطالبي رو بنويسم. متاسفانه اولين ايراد به اين دانشکده اينه که معمولا چون دانشجوهاشون مهندسي خوندند و پس از ورود به اين دانشکده صرفا با يک نحله فکري در اقتصاد آشنا مي شوند، دکتر نيلي و دکتر مشايخي برايشان مي شوند انتهاي علم اقتصاد و مديريت. البته قابل ذکر است، بدون شک اين دو نفر واقعا آدمهاي با سوادي هستند. دوم اينکه به تبع اين تفکر و از اونجايي که دکتر نيلي معمولا در دانشکده هاي ديگه منتقد داره، يک جوري فکر مي کنند که انگار بقيه از علم روز اقتصاد و نهضت آزادي بخش اقتصاد بازار بويي نبردند يا در جهل مرکبند. در مقاله مذکور آقاي قدوسي بحث برنامه تعديل رو پيش کشيدند و در تعريف اهداف برنامه گلستاني به پا مي کنند. اهدافي که براي برنامه تعديل ذکر کرده است را هر دانشجوي ترم 4-5 به بالا هم حتي اگر برنامه تعديل را نخوانده باشد، مي داند که از ضروريات اقتصاد باز است. خيلي پيچيده نبودند به عنوان مثال: واقعي شدن قيمت ارز و خروجي از نرخ ثابت هفت توماني، اما سوال ايشان از منتقدين برايم بسيار جالب بود: "سوال بعدي که منتقدين بايد پاسخ دهند اين است که آن ها با کدام يک از تغييرات رخ داده در برنامه مخالف هستند؟ آيا مخالف واقعي سازي قيمت ارز و طرف دار حفظ قيمت هفت توماني هستند؟ آيا موافق ادامه سيستم يارانه - در حد کوپن باطري و سيگار - هستند؟ آيا مخالف واقعي سازي قيمت بنزين هستند؟ آيا طرف دار اداره کارخانجات توسط دولت هستند؟ آيا انتظار داشتند مردم خسته از کم بودهاي زمان جنگ چندين سال ديگر را هم در صف کالاها و در انتظار خريد کالاهاي مصرفي منتظر بمانند؟" به نظر من طرح اين سوالها يعني منتقدين اصلا تعديل را درک نکرده اند و در واضحات علم اقتصاد ايراد دارند. من در اين پست نمي خواهم برنامه تعديل را نقد يا از آن دفاع کنم ولي براي برخي از فارغ التحصيلان شريف چون دکتر نيلي پشت قضيه است انگار وحي منزل است. حتما ايرادي ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 16:40 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
از وبلاگ سروش من تنها مدعای خودم را می آورم. بدون استدلال مفصل سوالات: ۱. برای تحصیل در اقتصاد آیا می ارزد شریف درس بخوانم. ۲. آیا می ارزد برای تحصیل در اقتصاد به خارج بروم. ۳. در شریف چه موضوع تزی انتخاب کنم. ۴. چه واحدهایی در ایران بگذرانم ۵. با کدام استاد کار کنم فروض: ۱. می خواهید اقتصاد بخوانید ۲. دارای پشتوانه قابل قبول و قابل اثبات ریاضیاتی یا مهندسی هستید مستندات ۱. موضوعاتی که در شریف تدریس می شود (جز سنجی) ربط چندانی به اقتصاد مدرن ندارد. ۲. اساتید در شریف معمولا اطلاع چندانی از موضوع تز ندارند. ۳. شانس پذیرش در رشته اقتصاد چندان کم نیست. ۴. برای پذیرش در رشته اقتصاد نیاز چندانی به توصیه نامه از اساتید ( به نسبت ) مطرح تر نیست. ۵. دانشگاه های اروپا به نسبت متوسط امریکا خوب هستند. ۶. کار تئوری در تز اقتصاد در ایران در کارشناسی ارشد چندان رضایت بخش نیست. ۷. تز کلان که تعریف می شود معمولا دارای مراجع مقالات دسته چندم و قدیمی است و لذا کهنه و بدون استفاده است. ۸. تز خرد در ایران معنی ندارد. ۹. تزهای سنجی خوب در ایران انجام شده است. پاسخ: ۱. خیر نمی ارزد. ۲. بسیار می ارزد. ۳. به نظر من سنجی خوب است. اگر علاقه به کلان یا خرد دارید تز امپریکال انجام دهید. مثلا فلان پارامتر را تخمین بزنید. یا چرخه های تجاری را استخراج کنید. یا مدل اقای فلان را در مورد ایران تخمین بزنید. یا هزینه رفاه جنگ تحمیلی را تخمین بزنید. یا اقتصاد زیرزمینی را تخمین بزنید. یا تفاضای ماست، کلابی، سیب، پرتقال، مرغ، خودرو، را تخمین بزنید. یا بر اساس مقاله خانم راعی در زمینه اوراق مشارکت کار کنید. یا از همه مهم تر مطالعه استانی انحام دهید روی میزان رای ها در صندوق ها و ... که من تخصص در هیچ کدام ندارم. ۴. به نظر من فرایند تصادفی، انالیز حقیقی، آمار، ریاضیات محسباتی (بهینه سازی) و توپولوژی ۵. به نظر من دکتر سوری، |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 13:32 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
من مطالب این وبلاگ را با جستجوی کلمات مرتبط در گوگل پیدا کرده ام. اگر خواستید مطلبی اضافه کنید (چه از خودتان چه از وبلاگهای دیگر) با این مشخصات لاگین کنید: نام کاربری: mehman@ma-econ کلمه عبور: 123456 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:41 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ اقتصاد انرژی برخی از دانشجویان عزیز که قصد شرکت در کنکور را دارند
با سئوالاتی در خصوص رشته اقتصاد انرژی مواجه اند. از این رو این پست به
رشته اقتصاد انرژی اختصاص یافته است.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:33 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ دولت عشق این نامردها هم که دهن ما رو سرویس کردن. من سر و تهش 9 تا واحد دارم ولی باورتون نمیشه 5 روز هفته رو باید بریم دانشگاه چون استاد دو تا درسمون که یک نفره (خرد و سنجی که میشه 6 واحد) نمیرسه درسشو تو زمان عادی کلاسها تموم کنه واسه همین هم فقط یک روز کامل از صبح تا عصر اختصاص داره به کلاس فوقالعاده ایشون. کلاسهاشم خیلی خسته کننده هستن. اصلاً دوستشون ندارم. مطالبی هم که باید بخونیم خیلی خشک و ریاضی واره که چون استاده هم خوب نمیتونه مفاهیم رو منتقل کنه دیگه بدتر هم میشه. با این وضعی که این درس میده و ما میخونیم من که فکر نکنم واقعاً یاد گرفته باشم و این همه قضایای سخت تو ذهنم بمونه. اینا تو دانشکده اقتصاد شریف سعی کردن که مواد درسی رو به دانشگاه های دنیا نزدیک کنن، واسه همین مثلاً تو خرد ما داریم کتابی رو که تازه تو دانشگاه های معمولی خارج تو دکترا درس میدن رو میخونیم. انقدر سخته که نهایتاً مجبور میشیم قضایاش رو حفظ کنیم. فقط کلاس کلان دکتر نیلی بدک نیست چون خیلی مسلطه و خوب درس میده ولی یه عالم هر دفعه کار سرمون میریزه. تمرینهای تحویلی وقتگیر و مقاله خوانی و . . . یک موقعهایی که فکر میکنم میبینم شاید اشتباه کردم که اومدم این رشته. اصلاً اشتباه کردم که کنکور فوق دادم، باید همون موقع میرفتم. با این اوضاع هر روز که میگذره بیشتر مطمئن میشم که دیگه نمیخوام دکترای اقتصاد بخونم، اگه بشه برم و یک فوق دیگه بگیرم. مباحث تفکر سیستمی و سیستم داینامیک رو همیشه خیلی دوست داشتم، انقدر مثل اقتصاد ریاضیات خشک نداره. یک دانشگاه هم تو بوستون پیدا کردم که با همین روش رو مباحث social science کار میکنه (اینجوری هم از دانش صنایعیام استفاده میکنم هم اقتصادی). به نظرم رسید که باید دانشگاه های دیگه ای هم باشن که یک همچین چیزی رو بشه رفت خوند. شنیدم که با فوق بهتر میشه اونجا کار پیدا کرد تا دکترا. بعدش هم تا کی درس بخونیم؟ بابا مردیم . تازه من نمیرسم دو ساله درسمو تموم کنم. دوست داشتم همین امسال apply میکردم ولی نمیرسم هم واحدهامو و هم تزمو که از تز رشتههای مهندسی فکرکنم خیلی بیشتر وقت میگیره تموم کنم و هم کارهای apply رو انجام بدم. یک موقعهایی میزنه به سرم که ولش کنم و برم ولی خوب میگم این همه درس خوندم حیفه مدرکشو نگیرم. هی به خودم دارم میگم که باید یه کاری بکنم و از این حلقه که اسمشو گذاشتم "همه چیز لعنتیه" بیام بیرون ولی اصلاً نمیدونم چه جوری؟ برم تفریح که یک سفر رفتم و درست نشد. بیشتر برم تفریح که انقدر درس دارم که استرسشون نمیزاره بعدش هم چه تفریحی برم مثلاً؟ فکر کنم من به چیزهای دیگهای احتیاج دارم که جاشون خالیه و تفریح کاری از پیش نمیبره. اتفاقی که شاید افتاده اینه که من الان تو این سن دیگه باید برم واسه خودم یک زندگی داشته باشم که خودم ادارش کنم. خودم کار کنم و خرج و مخارج زندگی و کارهایی که باید انجام بشه رو تنظیم کنم، واسه کار و تفریحاتم برنامهریزی کنم، دوستان جدید پیدا کنم و کارهای جدید بکنم و . . .. نه اینکه فقط از اتاقم برم دانشگاه، بیام خونه، درس بخونم دوباره برم دانشگاه دوباره بیام خونه و برم تو اتاقم و . . . من الان عقایدی که دارم به شدت متفاوت از اعضای خانوادم هست و در نتیجه دوست دارم جوری باشم که اینا اصلاً منو اینجوری قبول نمیکنن واسه همین فکر کنم هر چی هم زمان بیشتر میگذره بیشتر دارم اذیت میشم. تحمل اوضاع هی داره سختتر و سختتر میشه. وقتی یک وصله ناجور باشی خیلی سخته. واسه همین واسه من یکی قضیه موندن در ایران به طور کل منتفیه. آخه من هر چی بیشتر رو خودم متمرکز میشم بیشتر میبینم که با هنجارها و ساختارهای اینجا نمیتونم کنار بیام و برعکس اون چیزهایی که از فرهنگ و آدمهای اونجا میبینم بیشتر با خودم هماهنگه. حالا جامعه رو که بزاریم کنار خانوادمو چی کار کنم؟ من هر کار بخوام بکنم اینا میخوان روش نظر بدن و اونچه من میخوام با آنچه اینا میخوان 180 درجه متفاوته. با این اوضاع من مجبورم هر جوری شده، هر جا شده برم. خوش به حال اونایی که با خانوادشون هماهنگن! خوش به حال اونایی که جورشون با آدمهای دور و برشون جوره . . . وقتی تعادل آدم میریزه به هم همه چیزت قر و قاطی میشه. در اینجور وقتها هم آدم هی میخواد به گذشته و شکستهایی که داشته فکر نکنه و یا دل خودشو خوش کنه که شکست نبوده و تجربه بوده و آینده رو داره و از این حرفها ولی گاهی حتی آیندهای هم نمیتونی واسه خودت متصور بشی. میدونی شاید اگه خیلی اتفاقات نمیافتاد یا یک جور دیگه میافتاد الان رفته بودم. شاید اگه اینجوری نبودم که هستم، شاید اگه ما رو یه جور دیگه ساخته بودن. شاید، شاید . . . از هر گونه راهنمایی و ترفندی که دوستان به نظرشون میرسه تا بتونم اوضاع رو به طور موقت کمی بهتر کنم و از این حلقهی "همه چیز لعنتیه" بیام بیرون به شدت استقبال میشه. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:32 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: اقصاد به زبان ساده ) اقتصادکلان : روز 5 شنبه هفته قبل، یعنی همین 4 روز پیش، امتحان میانترم «کلان1» داشتیم. امتحان مذکور کلا 4 نمره از 20 نمره داشت، اما برای همین چهار نمره ناقابل، ما باید حدود 300 صفحه تئوری محض میخواندیم؛ 300 صفحه ای شاید در کل، پنج تا مساله هم در آن حل نشده بود و باید برای تمرین بیشتر در حل مساله، منابع دیگری را مطالعه میکردیم. حالا اگر یک نفر مثل من زبانش هم ضعیف بود که دیگه واقعا قوز بالا قوز میشد. امتحان شش مساله داشت و وقت آن هم در ابتدا سه ساعت و نیم تعیین شده بود. اما بعد از پایان 5/3 ساعت، محض رضای خدا حتی یک نفر هم نبود که برگه اش رو تحویل داده باشه! این شد که نیم ساعت دیگه هم وقت رو تمدید کردن، یعنی یک امتحان 4 ساعته برای 4 نمره! با توجه به اینکه ظاهرا درس «کلان»، هر ترم سنگین تر و مفصل تر از ترم فبل ارایه میشود ، و با توجه به اینکه در این ترم برای اولین بار آقای دکتر لطف فرموده و علاوه بر کلاس حل تمرین، ما را به شرکت در کلاسهای «مقالهخوانی» هم موظف کردهاند (تا فردا باید چکیده مقاله «سولو» رو برای همین کلاس«مقالهخوانی» آماده کنم که هنوز شروع به نوشتنش هم نکردهام و احتمالا امشب رو باید تا صبح بیدار بمونم)، لذا بدینوسیله برنامه درسی دانشجویان اقتصاد شریف (وردی 86)، به شرح زیر پیشنهاد میگردد: شنبه از صبح تا شب (Full time) : حل تمریناتی که باید فبل از ظهر یک شنبه به منشی دکتر تحویل داده شوند؛ تمریناتی که تقریبا هیچکدام کمتر از سه قسمت ندارند. 1شنبه : تصحیح تمرینات حل شده، با کمک دوستان؛ تحویل تمرینات به خانم شریفپور؛ شرکت در کلاس «افتصاد کلان»؛ آماده کردن، خواندن، و احیانا نوشتن چکیده مقاله ای که باید در کلاس«مقالهخوانی» ارایه شود. 2شنبه : تصحیح خلاصه مقاله نوشته شده با کمک دوستان؛ شرکت در کلاس «مقالهخوانی». 3شنبه : شرکت در کلاس حل تمرین اقتصاد کلان؛ شرکت در کلاس اصلی «اقتصاد کلان». 4شنبه : مطلعه مباحث تدریس شده و نیز مطالعه اجمالی تمرینات، برای آمادگی جهت حل آنها 5شنبه: مطالعه سایر درسها و احیانا نوشتن تمرینات مربوطه؛ جبران عقبماندگیهای احتمالی در در س«کلان»! جمعه : شرکت با شکوه در نماز جمعه و دعا برای سلامتی استاد محترم همان درس کذا و TAهای پنجگانه محترم و محترمهشان! 2) اقتصادسنجی : دیروز بالاخره نمرات ترم قبل «اقتصاد سنجی» دکتر هاشمی، نهایی شده و در کارنامه ثبت شد. دلیل تاخیر در نهایی شدن نمرات هم این بود که وقت تحویل پروژه این درس، تا هفدهم فروردین بود. بالاترین نمره کلاس در این درس، هفده و نیم بود و جناب دکتر هم بدون ذره ای ارفاق یا «روی نمودار بردن»، لطف فرموده و همان نمرات را برای آموزش رد کردند. ممکن است ایشان بگویند که امتحان سخت نبوده، بلکه شما دانشجویان درس نخواندهاید؛ اما احیانا ایشان توجه ندارند که در کلاس ترم قبل ایشان، دو رتبه تک رقمی کنکور سراسری ریاضی-فیزیک حضور داشتهاند و نمرههایشان یکی 5/17(بالاترین نمره کلاس) و دیگری 5/16 شده. همچنین در این کلاس، دستکم چهار نفر فارغالتحصیل کارشناسی برق شریف، دو نفر فارغالتحصیل کارشناسی مکانیک شریف، یک نفر فارغالتحصیل کامپیوتر شریف، چهار نفر فارغالتحصیل صنایع شریف، یک نفر فارغالتحصیل مکانیک دانشگاه تهران، یک نفر فارغالتحصیل فیزیک شریف و . . . حضور داشتهاند؛ یعنی یک کلاس اقتصاد که به احتمال زیاد در ایران بعد از انقلاب بیسابقه و یا حداقل کم سابقه بوده است! پینوشت: علیرغم اینکه ظاهرا در این پست به سختگیریهای این دو استاد ارجمندم انتقاد کردم، اما باید بگویم که از صمیم قلب هر دوی آنها را دوست دارم و برای هر دوی آنها احترام خاصی قائلم و تا جایی که میدانم اغلب همکلاسیهایم هم در این حس با من مشترکند. هم «نیلی» و هم «هاشمی»، هر دو بر اندیشهها و رفتارهای من تاثیرگذار بودهاند؛ نمونه اش هم یکی اینکه در پست «اولین شکوفایی سال جدید:شکوفایی تورمی» (سه پست قبل)، در شروع پست نقل قولی از دکتر نیلی آوردم؛ و دیگری هم این نقل قول از دکتر هاشمی (که تصدیق خواهید نمود واقعا بر روی رفتار من تاثیر خاصی داشته است!): «فقط وقتی میتوانید ادعا کنید یک مفهوم اقتصادی را کاملا درست یاد گرفتهاید، که قادر باشید آن مفهوم اقتصادی را به زبان کاملا ساده بیان کنید. اگر نتوانستید، مطمئن باشید که خودتان هم هنوز به طور کامل بر آن مفهوم اقتصادی مسلط نشدهاید» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:30 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ آن ام آرزوست اقتصاد شریف با همه ادعایش به نظرم نمی تواند به دانشجویان دید از بالا بر علم اقتصاد بدهد. اینکه دانشجو بتواند یک مدل را نقد کند. توضیحش طولانی است اما همین بس که شک ندارم هیچ کدام (برای اینکه دعوا نشود، بیش از ۹۹ درصد!) از بچه های بالا نمی توانند هیچ پدیده ای را توصیف کنند، مگر آن که درسش را خوانده (حفظ کرده) باشند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:28 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ گذری بر اقتصاد امروز نتایج آزمون کارشناسی ارشد اقتصاد اعلام شد. اما همیشه این سوال پیش روی داوطلبان است که کدام دانشکده اقتصاد را در اولویت انتخاب خود قرار دهند. دوست خوبم محمد مالجو، که فارغ التحصیل دکتری اقتصاد از دانشگاه تهران است می گوید که معیار من برای انتخاب دانشکده اقتصاد تهران این بود که این دانشکده به خانه پدریم نزدیکتر بود، همین و بس. من نیز با او هم عقیده ام و معتقدم معیار انتخاب دانشکده باید در ایران کاملا غیر علمی باشد. برای مثال دوست دخترهای خوب همراه با قدرت انتخاب بالا، آب و هوای خوب، فضای لذت بخش، نزدیکی به خانه، همراهی با دوستان و ..... شخصا معتقدم بر اساس معیارهای علمی نباید به انتخاب دانشکده های اقتصاد پرداخت. اولا که در میان دانشکده های اقتصاد ایران تفاوت چندانی وجود ندارد و همگان زیر یک علم گریه می کنند. در ثانی فقط برخی برای خروج از کشور شرایط بهتری را فراهم می کنند، مانند دانشکده اقتصاد تهران و شریف. دیشب در برنامه نود رقم دستمزد یک ساله برخی از بازیکنان پرسپولیس اعلام می شد. برای مثال بهادر عبدی، 35 میلیون و باقی از این بالاتر تا 200 میلیون. یک کارشناسی ارشد اقتصاد اگر جزء مدیران 29 ساله دولتی نباشد در یک سال حداکثر در آمدش نمی تواند به 10 تا 15 میلیون برسد. پس اولین توصیه ام این است که بروید و فوتبالیست شوید یا اینکه درس نخوانید و کارمند بانک شوید. به گمان من یک معیار خوب برای انتخاب دانشکده اقتصاد در دوره کارشناسی ارشد این است که ببینیم در کدام دانشکده اقتصاد با حداقل تلاش می توان بالاترین معدل و در عین حال ناشی از روابط با استادان یا دوستان شغل خوبی به دست آورد. دانشکده اقتصاد تهران در این زمینه بهترین گزینه است. از نظر پارک بودن این دانشکده هم بسیار عالی است. دبیرستان دخترانه دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی هم بد نیست. شهید بهشتی هم پارک خوبی است اگر چه شاید دانشکده اقتصادش مطلوبیت کمی داشته باشد اما در جوارش پارکهای زیبایی وجود دارد. اما فاصله با منزل را حتما در نظر داشته باشید. علامه طباطبایی را به خاطر وجود دکتر مسعود درخشان خوب است که انتخاب کنید اما به دلیل وجود حمید ناظمان نباید آنجا را انتخاب کرد. در ضمن در علامه طباطبایی تنوع استادان خوب است که همین امر می تواند موجب جذب دانشجویان شود. اما خوب آنجا برای همگان خوب نیست چرا که این دانشکده اقتصاد در حالت کلی برای محصولات تولیدی خود ارزش چندانی قایل نیست و از مرغوبیت کالای تولیدی خود به طرق مختلف می کاهد. برای مثال در زمان ما از نمره پایان نامه هر نفر دو نمره به دلیل یک ترم دیرتر دفاع کردن کم شد و همین امر موجب کاهش معدل هر یک از دانشجویان به اندازه یک نمره می شود. اما نمی دانم این اتفاق چگونه موجب می شود تا استادانی مثل حمید ناظمان رفتارهای غیر معلمانه خود را توجیه کنند. دانشکده الزهرا انتخاب خوبی نیست. یادم هست در یک نظر سنجی از دختران دانشجوی ارشد اقتصاد این دانشکده، بیش از 90 درصد آنها از انتخاب این دانشکده ناراضی بودند. اما دانشکده اقتصاد تهران از هر نظر خوب است. اگر به دنبال کمی تحصیل هستید و فشار درسی زیاد و می خواهید صرفا در یک مکتب مشخص اقتصادی درس بخوانید به شریف بروید در غیر این صورت اصلا به شریف نروید چون در نهایت باید به میان جامعه ای بروید که چندان برای این همه تحصیل ارزش قائل نیست. اما دانشکده اقتصاد شیراز: راستش به قول حافظ: شیراز مکان کان حسن است و لب لعل. دانشکده اقتصادش برای دوره ارشد مزخرف است اما ای به قربان خود شهر. تا بخواهید مطلوبیت. دانشکده اقتصاد اصفهان بدک نیست اما گرفتاریش خیلی کمتر از شیراز است. دفاع کردن از پایان نامه در این دانشکده گلابی است. زاهدان دانشکده اقتصاد بسیار خوبی دارد اما خود شهر مطلوبیتش اگر اهل دود دم نیستید کم است. مشهد بد نیست به خصوص که محمدرضا کلایی هم آنجا است. اهواز هم بدک نیست اما در نهایت حرفی برای گفتن ندارد اما اگر خوب تلاش کنید آخر و عاقبتش بد نیست |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:26 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ گذری بر اقتصاد از روزی که دکتر عنایت کلایی به مساله حداقل ها در علم اقتصاد
اشاره کرده است و معیارهای خود را در این زمینه ارائه نموده است مدام این
سوال در ذهنم شکل می گیرد که کدام دانشکده اقتصاد در ایران می تواند محیطی
را ایجاد نماید تا دانشجویان اقتصاد بتوانند چنین حداقل هایی (۱و۲) را
کسب نمایند. البته من در این نوشته قصد پاسخ به این سوال را ندارم و تنها
می خواهم در مورد یک اشتباه تارخی که در زندگی ام مرتکب شدم کمی حرف بزنم.
مثل تمام کسانی که در ایران اقتصاد می خوانند ما نیز در دانشکده اقتصاد
شیراز بودیم و تا آنجا که می دانم زمانیکه فارغ التحصیل شدیم تقریبا کسی
را نمی شناختم که حداقل های مورد نظر و نیاز عنایت را در سطح دوره
کارشناسی داشته باشد. البته از آن مهمتر اینکه حتی کمتر کسی را هم می
شناختم که در این دانشکده به گونه ای آموزش دیده باشد که آمادگی پذیرش این
حداقل ها را در دوره کارشناسی ارشد داشته باشد. حتی آندسته از بچه ها که
در امتحان کارشناسی ارشد هم قبول شده بودند نیز چیزی بیش از همان دروس
مورد نیاز این امتحان را بلد نبود. اما اشتباه تاریخی من:
آن سال اولین سالی بود که دانشکده اقتصاد شریف دانشجوی کارشناسی ارشد
اقتصاد می گرفت و ترسی در میان همگان بود که هیچکس نمی دانست این دانشکده
چه جور جایی است. امثال من نیز که رتبه مان به این دانشکده می خورد به
دلایل مختلف از رفتن به این دانشکده منصرف شدیم. من به دانشکده اقتصاد
علامه طباطبایی رفتم و امروز پس از گذشت سه سال از فارغ التحصیلی ام باید
صادقانه بگویم که من از نرفتن به شریف پشیمانم و هر روز که می گذرد بیش از
پیش افسوس می خورم. اما دلایلم: ۱- دانشکده اقتصاد شریف در دروران کارشناسی ارشد تنها اقتصاد درس می دهد. یعنی در این دانشکده دانشجویان فقط اقتصاد می خوانند و بس. ۲- بخش
عمده ای از حداقل های مورد نیاز عنایت در این دانشکده تامین می شود و
زمینه برای یادیگری بخشی دیگر از این حداقل ها فراهم می شود. ۳- این
دانشکده دانشجویانش را به قصد فرستادن آنها به یک بازار رقابتی (اروپا و
امریکای شمالی و کانادا) تربیت می کند و بنابراین آنها دارای مهارتهایی می
شوند که این قبیل مهارتها هرگز در دانشکده اقتصاد علامه، تهران و شیراز و
... اصلا جایگاهی ندارند. ۴- سایر
دانشکده های اقتصاد ایران هرگز به دانشجویان خود به مانند یک سرمایه و
سرمایه گذاری قابل بازگشت نگاه نمی کنند اما شریف چنین است. گویی اصل
کمیابی را خوب فهمیده اند. دیروز که به این دانشکده رفتم دیدم در این ایام
چندین نفر از دانشجویان از خارج برگشته این دانشکده در آنجا سخنرانی دارند
و به شدت مورد حمایت استادان قرار دارند. ۵- سایر
دانشکده های اقتصاد ایاران حتی دانشجویانشان را به قصد اینکه در ایران نیز
بهترین باشند پرورش نمی دهند و گویی این موضوع اصلا برای آنها اهمیت
ندارد. یادم هست که در دانشکده اقتصاد علامه از هر کدام از ما به خاطر یک
ترم تاخیر ۲
نمره کم می کردند و هرگز به این موضوع فکر نمی کردند که این فرد فردا در
این کشور به عنوان فارغ التحصیل این دانشکده با نمره تز حداکثر ۱۷.۵ چه باید بکند؟ ما این اشتباه را مرتکب شدیم و امروز هم نه جایگاه علمی داریم نه آینده ای در این حوزه. عمرمان را تلف کردیم در جاهایی که حداقل های مورد نظر حامد و عنایت هرگز تامین نمی شد. دیگر مجالی برای بازگشت نیست و رمقی هم نمانده. اما شما که می توانید این اشتباه را مرتکب نشوید؟ (تمامی این موراد تنها نظر شخصی من است). (نظرات را هم بخوانید جالب هستند) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:24 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ صادق الحسینی یک) بعلت حجم ایمیل های درخواستی برای معرفی دانشکده های اقتصاد و همچنین گرایش های اقتصاد(با توجه به اعلام شدن نتایج ارشد و رسیدن موسم تعیین و انتخاب رشته ارشد)، و بدان دلیل که متاسفانه نمی توانم به همه پاسخ دهم، دوستانی که مایل اند راجع به دانشکده های اقتصاد واقع در تهران بدانند، می توانند این پست را مشاهده کنند. دو) همچنین در مورد گرایش های اقتصاد باید چند نکته را بگویم که در آن پست نیامده است: اول آنکه گرایش ها در تمام دانشگاه ها، تقریبا یکسان هستند، و برخی دانشگاه ها ممکن است گرایشی همانند برنامه ریزی یا مثلا تجارت الکترونیک را داشته باشند و بقیه نداشته باشند. دوم؛ آنچه در گرایش های مختلف، تفاوت ایجاد می کند، اسم گرایش نیست، بلکه دانشگاه است. بنابراین فریب نام های زیبا را نخورید! همه (بجز تجارت الکترونیک و اقتصاد انرژی) تقریبا یک محتوا دارند، و تفاوت غالبا تنها بر سر دو درس یا شش واحد است. سوم، تجارت الکترونیک گرایشی است است که هرچه هست، اقتصاد نیست. در این رشته شما از مدیریت بیشتر از اقتصاد می خوانید. همچنین این گرایش اولین بار در دنیا در ایران ایجاد شده و در هیچ کجای جهان وجود ندارد! بنابراین اگر می خواهید اقتصاد نخوانید به گرایش اقتصاد و تجارت الکترونیک بیایید. گرایش اقتصاد انرژی هم فکر می کنم حدود 15 واحد(دقیق نیست) بیش از سایر گرایش های دارد و بچه های انرژی معمولا سه ساله می شوند. سایر گرایش ها همانند اقتصاد محیط زیست، اقتصاد محض، اقتصاد توسعه، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند ولی دست دانشجویان محض از مابقی دانشجویان در انتخاب واحدهای اختیاری بازتر است. سه) برای دوستانی که می خواهند برای دکتری خارج از کشور اقدام کنند، دانشگاه تهران به علت امکان کسب معدل بالا(بدون نیاز به درس خواندن)، و دانشگاه شریف به علت گذراندن ریاضیات گسترده و بسیار، از بقیه دانشگاه ها مطلوبتر هستند. برای کسانی هم که می خواهند اقتصاد بخوانند، و می خواهند بروند خارج از کشور برای ادامه تحصیل ، شریف بهترین جاست.(بی تعارف) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:15 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: وبلاگ صادق الحسینی خانمی به نام مریم در بخش نظرات وبلاگ محمدرضا فرهادی پور، سوالی در مورد رشته ها و دانشکده های اقتصاد در ایران پرسیده که من بد ندیدم به صورتی کامل تر پاسخ خودم به آن خانم را در اینجا بیاورم. هرچند که بچه های ورودی امسال به ارشد، انتخاب های خود را کرده و منتظر پاسخ ها هستند و این چشم انداز من به دردشان نمی خورد، اما برای شروع کردن یک بحث جدی در این خصوص که فکر می کنم جالب باشد، این پست را در اینجا می آورم.در ابتدا موضع خودم را روشن کنم که من نوستالژی عجیبی در انتخاب رشته کارشناسی ارشدم دارم و فکر می کنم در جریان این انتخاب یکی از اشتباهات تاریخی زندگی ام که مسیر زندگی ام را تغییر داده است، مرتکب شده ام.(محمدرضا هم چنین احساسی را راجع به انتخاب نکردن شریف داشت) ماجرا به این صورت است که من امکان انتخاب همه دانشکده های اقتصاد را داشتم. از رشته که صرف نظر کنیم، در تمام دانشکده ها صد در صد قبول می شدم. یعنی با گستره امکان وسیعی تصمیم گرفتم و این دردآورتر است، چرا که بیش از پیش مرا از انتخابی که کردم پشیمان می سازد. اکنون که به عقب نگاه می کنم؛ می بینم اگر شرایط انتخاب رشته همین الان برایم ممکن بود، به احتمال قریب به یقین شریف را انتخاب می کردم. چرا که در این دانشکده جریان غالب علم اقتصاد، بصورتی نسبتا هماهنگ و بسیار منظم تر از سایر دانشگاه ها تدریس می شود. بچه هایی که به شریف می روند، زحمتی مضاعف می کشند، بسیار بیش از ما ریاضی و مدل های مختلف و کاربردهای آنها در اقتصاد را می خوانند، بسیار بیشتر از یک دانشجوی خوب دیگر دانشکده ها، می توانند از دانش اقتصادی خود استفاده کنند و غالبا از دید روشن تر، شفاف تر و مشخص تری در حوزه اقتصاد برخوردارند. اما بهرحال من دانشگاه تهران، همان پارک دوره لیسانس و رشته تجارت الکترونیک را انتخاب کردم.البته این انتخاب هم بدون در نظر گرفتن جوانب امر صورت نگرفت و کاملا اندیشیده این گزینه انتخاب شد، اما شاید می توانستم با تحمیل زحمتی بیشتر بر خودم و شرایط زندگی ام، این انتخاب را نداشته باشم. بهرحال من از این انتخاب خود چند هدف داشتم: اول، باید به دانشکده ای می رفتم که می توانستم در کنار درس، کار کنم، که این امکان به هیچ وجه در شریف وجود نداشت. دوم، هدف من؛ تحصیل دکتری در خارج از کشور بود، و شایع بود که دوره ارشد شریف حداقل 4 سال به طول می انجامد، بنابراین من می توانستم در دانشگاه تهران حداکثر دوساله درسم را تمام کنم و یکسال هم برای انجام مقدمات مورد نیاز بگذارم و در سال چهارم عملا بصورت بورس در یک دانشگاه متوسط و نسبتا خوب پذیرفته شوم، که به این صورت در وقتم حداقل یکسال صرفه جویی می شد.سوم، از آنجایی که تصورم این بود که تمام دانشکده های ایران شبیه هم هستند، تصمیم گرفتم به دانشکده ای بروم که آسان گیرتر و البته دارای معدل متوسط بالاتری است(که البته برای کسی چون من که تبحر خاصی در گرفتن معدل های پایین تر از متوسط دارد، متغیرمعدل توضیح دهنده خوبی برای انتخاب دانشکده نبود) و نیز اینکه در آن سال(84) نسبت به شریف، یک بدبینی خاصی وجود داشت و گفته می شد که سرفصل های دروس در این دانشکده مشخص نیست، بچه های شریفی بسیار ناراضی هستند و از این چیزها که البته برخی از آنها حظی از حقیقت را با خود داشتند و باعث شدند تا مسئولان در شریف نسبت به اصلاح روند کاری خود و مشخص کردن درسها و سیلابس های مورد نیاز اقدام کنند بطوری که امسال، بچه های شریف بسیار راضی بودند و درسهای مشخصی به آنها ارایه شده بود و خلاصه این مشکل برطرف شده بود.چهارم، هدفم هم از انتخاب تجارت الکترونیک این بود که با توجه به اینکه اولا همه گرایش های اقتصاد در ایران شبیه به هم هستند و نهایتا 6 یا 9 واحد با یکدیگر اختلاف دارند، و ثانیا با توجه به جدید بودن این گرایش و احتمال داشتن بازار کار بیشتر در آینده، می توانست تضمین کاری نسبتا خوبی را برای آینده بدست دهد.(همین قدر کافی است!) اما متاسفانه با ورود به این گرایش و این دانشکده چندین مورد که هرکدام برای خود، مسایل بزرگی هستند، مرا به شدت آزار داد، از جمله:مشخص نبودن سرفصل درس ها، نبود استاد(قول دانشکده برای آوردن استادهای خارجی، کشک بود!)، کیفیت ضعیف و بسیار پایین درس های ارایه شده، ضعف شدید اساتید، بی نظمی و سردرگمی که البته خاصیت هر رشته جدیدی است، وجود نداشتن چنین گرایشی در هیچ کجای دنیا!!(صرفا MIT یک درس چند واحدی با این نام بتازگی تعریف کرده است. ببینید کشور ما چقدر جلوست!!)، بی ربط بودن و بلاموضوع بودن مباحث مطروحه در این رشته با اقتصاد(معلوم نیست این گرایش که اگر منصف باشم، هیچ ربطی به اقتصاد ندارد و شاید به مدیریت بیشتر مربوط باشد، چرا در دانشکده اقتصاد تعریف شده است.) … (بیشتر نمی گویم چون هنوز قرار است که در این رشته ادامه بدهم! ) اما برای خاتمه بحث، می خواهم یکسری اصول را در مورد دانشکده های اقتصاد واقع در تهران روشن کنم، شاید به درد برخی از دوستان بخورد: 1- دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران= پارکی زیبا + معدل بالا(بجز برای من!) + امکان دوستی با اساتید پرنفوذ + عدم خواندن اقتصاد(بهیچ وجه!) + امکان پیدا کردن یک شغل نسبتا خوب در برخی نهادهای خاص + امکان کارکردن همزمان با تحصیل + امکان نرفتن سرکلاس ها و دریافت نمرات بسیار عالی(حقیقتا کلاس ها خیلی بی ثمر هستند) + امکان پیدا کردن دوست دختر و دوست پسرهای پولدار!( دانشجویان این دانشکده نسبت به سایر دانشکده ها، از وضعیت مالی و خانوادگی بهتری برخوردارند) 2- دانشکده اقتصاد دانشگاه بهشتی = تیمارستان(دانشجویان را بسیار اذیت می کنند) + چند استاد بسیار خوب + معدل زیر16+ اقتصاد نخواندن + بایکوت شدید اساتید دگراندیش(دانشگاه تهران چنین استادهایی ندارد که نیاز به بایکوت داشته باشند!) + ارشد 3 یا 4 ساله(به گفته دانشجویانی که من از بهشتی می شناسم. البته این امر قطعا استثنا دارد) + فضای طبیعی بسیار زیبا و وسیع + امکان پیدا کردن دوست دختر و دوست پسرهای پولدار!( دانشجویان این دانشکده نسبت به سایر دانشکده ها، غیر از تهران، از وضعیت مالی و خانوادگی بهتری برخوردارند) + واقع شدن در پردیش مرکزی دانشگاه و امکان دوستی با دانشجویانی غیر از دانشجویان اقتصادی 3- دانشکده اقتصاد علامه = جو خوب + اساتید بسیار و در نتیجه محیط رقابتی + معدل بستگی به خودتان دارد + شلم شوربا + جریان غالب و اصلی علم اقتصاد در این دانشکده تدریس نمی شود + هرکس ساز خود را می زند + بیشتر به سالن کنفرانس شبیه است تا دانشکده اقتصاد + محیط بسیار کوچک + دانشجوی بسیار زیاد + دارای اساتید باحال! 4- دانشکده اقتصاد شریف = جریان غالب علم اقتصاد + اساتید بسیار قوی + داشتن یک ذهنیت مشخص و تقریبا هماهنگ و انتقال آن به دانشجو از سوی کادر دانشکده + معدل بستگی به شما دارد + جایی که آینده اقتصاد ایران از آن آنجاست + عدم امکان کار هنگام تحصیل + محیطی شبیه به یک سازمان دولتی + سختی و زحمتی بسیار بیش از 3 گزینه دیگر + اشتباه تاریخی است انتخاب نکردنش! مشخص است که در کاربرد برخی واژه ها اغراق شده است. بنابراین دوستانی که خصوصا دانشکده های تهران و بهشتی را می پسندند، آزرده نشوند و نظر خود را در صورت مغایرت با نظر من، منعکس سازند. بدیهی است که این اظهارات، به مثابه یک گپ و گفت دوستانه است و قصد اهانت به هیچ شخص یا گروهی وجود نداشته است. راستی دوستان شهرستانی هم می توانند راجع به دانشکده های خود بنویسند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:7 توسط جواد
|
|
||